X
تبلیغات
رایتل

راز فنا...

چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 10:49

وقتی که می روی،

ماهی می شوم و روی شن ها

غریبه با دریا!

ثانیه های نبودنت را، با طعم مــــــــرگ

دهنک می زنم.



نظرات (46)
چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 11:00
اومده زادگاهش؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اومده زادگاهش :-)
چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 11:38
جاش خالی نباشــــــــــــــــــــــــــه این خواهر عزیز ما

توهم ناقلا میتونی راحت بشینی جمعه فوتبال ببینی و فیلم های خاصتو تماشا کنیــــــــــــــــــــــــا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مخلصیم حاج آقااااا

بیاین پیش ما این روزا :-)
چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 11:45
ای جانمی جان
الان خوش به حال ما شده دیگه... مگه نه؟
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 12:38
هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله، گاهی...
چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 12:48
اصطلاح دهنک رو توی هیچ شعری تا حالا نخونده بودم عالی بود .حس تکان خوردن لب ماهی و نفسهای اخر

یه پست گذاشتم برای بهترین نوشته های وبلاگنویسها برای اینکه به انتخاب خودشون بتونیم اونها رو بخونیم اگه اقای بلاگر هم افتخار بده که ممنون میشم . عزت زیاد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عالی خودتی

به روی چشم :-)
چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 12:51
الهی...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الان باس آمین بگیم ینی؟
چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 14:02
آخی...داره یه نفس راحت میکشه از دست تو...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ایشالا خدا این قسم نفس راحت کشیدن رو نصیب محسن خان هم بکنه

در ضمن پشیمون نباش، تو حرفات و رفاقتت و شیرین کاریات کللهم رو سر ما جا داره بس که عزیزی
چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 15:24
خیلی وقت بود از این کوتاه های پر معنی ننوشته بودین :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
می نویسم گه گاه، اما اینجا نه


یه جا دیگه :-))
چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 17:19
تو بشو ساحل قلبم
من میشم ماهی مرده
تا بگن به عشق ساحل
لب دریا جون سپرده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زیباااا :-)
چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 20:27
سلامت باشه بانوی قصه هات ماهی... :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:-)

موتوشکرم...
چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت 23:48
چقدر این عاشقانه هایی که مینویسی را دوست دارم رفیق..
شاه پری عاشقانه هایت همیشه سلامت باشد. سفرش به خیر.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون رفیق جان :-)
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ساعت 02:03
همین عادت با تو بودن یه روز
اگه بی تو باشم منو می کشه..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:-)
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ساعت 03:32
چه عاشقانه و زیبا توصیف کردی که مثل ماهی "دهنک" می زنی منم تا به حال این کلمه رو نشنیده بودم!
خب به فکر کسایی که جای یه عشق پرشور و نشاط توی زندگیشون خالیه هم باش!! آدمیزاد است خب غبطه میخورد ...دلش میخواهد کسی، جایی منتظرش باشد، دلتنگش باشد ، آه من امشب خیلی گله دارم از دنیا ولی فکر کنم اینجا جایش نیست .... عشقتون پایدار
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ما شرمنده... :-)

ممنون
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ساعت 09:11
هیچی دیگه من به دلایل متعدد سکوت میکنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اصن تو سکوتت شیرین تر و مفید فایده تره

آرررره :-))
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ساعت 09:59
خیلی زیبا. ته دلم قلپ قلپ می کند با خواندنش.
چشمتان روشن. سلامت باشند ان شاا... .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلامت باشی خورشید جان
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ساعت 10:10
اگه باغبان من از این طرف ها رد شد، سلامم را برسانید.
و بگویید فدایت بشوم رفیق. دلتنگم حسابی...

با عرض پوزش از آقای جعفری نژاد..
بلاگفا نظرات منو ثبت نمی کنه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:-)

رونوشت: باغبان لاله عباسی ها
ملاقاتی دارین حاج خانووووم
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ساعت 11:32
چه قشنگ بود این عاشقانه ...
جاشون سبز و سفرشون بی خطر و به سلامت.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون بانو :-)
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ساعت 11:42
سلام
ببخشید چن روز دیر اومدم.
با 4 روز تاخیر تولدت مبارک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و سپاس
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ساعت 11:57
رفتن همیشه برای اونی که میمونه سخت بوده حتی اگه این سفر چند روزی بیشتر طول نکشه ... جاشون خالی نباشه کنارتون ...سفرشون به خیر و سلامت ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون گیل دختر جان
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ساعت 15:31
یادم نیست همین چند روز پیشا کجا اینو از زبون ِ یه مرد خوندم که مرد ها وقتی که زنی توی زندگیشون نیست که خب نیست و مشکلی نیست ولی وقتی میاد و می مونه و همیشگی میشه دیگه همیشه باید باشه...اگه یهو وسط ِ بودن هاش نباشه و بره ..اون وقت مرده قصه دل گیر میشه..گوشه گیر میشه..حتی پست های چند کلمه ای می نویسه...بچه میشه...

ایشالله زود ِ زود برگردن:)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شناختن مردها کار چندان سختی نیست پنداری :-)

ممنون دوست من
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ساعت 17:41
سفر روناک عزیز بی خطر
.
عاشقانه نوشت هاتونم ابدی و جاوید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون زهرا جان :-)
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ساعت 19:44
یعنی خدارو سپاس میگم که قبل اینکه کامنت بزارم کامنتارو خوندم:دی .اخه اولش فک کردم یکی از پستای اون وبتو اینجا کپی پیست کردی بعد میخواستم یه چیز بی ربط بگم

جای روناک جان پیش پات خالی نباشه.

در ضمن پیرامون پیشنهاد بی شرمانه ی میلاد:دی باید عرض کنم که درسته که روناک جان نیست ولی جعفری نژاد اگه بخای پاتو کج بزاری با ما طرفی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یا میلاد رو خوب نشناختی یا جنست خرابه چون منظور میلاد از فیلم های خاص فیلمایی بود که دیدنش توام با سوالاتی از قبیل "اینجاش چی شد؟ و به نظرت آخرش چی میشه؟" یه مقدار عذاب آوره :-))

ممنون جزی جان
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ساعت 22:56
ببخشید یادم نبود چشمتون روشن مال وقتیه که بر میگردن.
سفرشون به سلامت.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پیش میاد خورشید جان، باکت نباشه ;-)
جمعه 25 مرداد 1392 ساعت 00:16
عاشقانه هایتان برقرار
سرسژردگیهایتان تا
ابد استوار.......
یاحق...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون آوا جان
جمعه 25 مرداد 1392 ساعت 00:52
روناک عزیزم زود برگرد، محمد ِ ما طاقت دوریت رو نداره عزیزکم
خب معنی این شاعرانگی همین بود و من فقط بلدم واضح حرف بزنم متاسفانه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون که عیال ما رو شیر فهم کردی دلی جان
امیدوارم از تو حرف شنوی داشته باشه رفیق :-))
جمعه 25 مرداد 1392 ساعت 04:26
سلام


دهنک ؟این مصرع میشد بهتر باشه یا نه؟شایدم نمیشده

موفق باشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

از اونجا که شاعر نیستم، مطمئنن می شده خیلی بهتراز این باشه :-)
جمعه 25 مرداد 1392 ساعت 04:29
لایک به کامنت راحله جان


-خوشبحال همه انهاکه با عشقی بزرگ روزگار میگذرانند/نه مثل ما با دلی کوچک و حسرتهایی بزرگ....

بسلامتی برگردت خاتونت برادر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه عرض کنم!

ممنون رفیق
جمعه 25 مرداد 1392 ساعت 12:09
دقیقا خوب شد منم کامنتا رو خوندم :))
ایشالله که زود و به سلامتی برگردن.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کلن میاین که فحشم بدین انگار :-))

ممنون نیلو جان
جمعه 25 مرداد 1392 ساعت 17:16
جای روناک بانو خالی نباشه که هست!
سفرش به سلامت
انشالا خیلی زود برمیگرده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون آبجی خانوم
جمعه 25 مرداد 1392 ساعت 21:34
کی انشالله روناک جان برمیگرده؟
بلکم نطق شما باز شه جواب کامنتارو بدی حداقل :))
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شما هم دست ما رو خوندیا قاصدک جان :-))
شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 00:02
وقتی که می روی پرنده ها به سکوتی سرد می رسند در غربت لحظه های پرت... وقتی که می روی شقایق ها با باد می رقصند و این شاید یاد آور روزهای پایکوبیست.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:-)

و سلام...
شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 09:55
سلام استاد
اصلن اگر استاد می شدید از اینها بودید که به همه نمره بیست بدهید
مگه نه؟ :)
استاد نمی نویسید آنوقت آیا ینی؟
استاد بنویسید بهتر است ها..
هم برای ما هم برای دنیا و آخرت ....
آمدم چیزی بگویم که بنویسید.. مثلا ... هر چند فکر نکنم .....
حالا با این زبان الکن خواستم خواهش کنم بنویسید همین :)
ان شاالله که روناک عزیز هم هر چه زودتر باز گردند :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست من

نه، بعید می دونم استاد خوبی می شدم چون به شدت از این که با القابی شبیه "استاد گلابیه"، "استاد باحاله" و "استاد گاگوله" شناسایی بشم بیزارم. پس بهتر که اساسن استاد نشدم :-))

ممنون مریم جان
شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 10:57
سفر این ناز بانو بی خطر
فقط خدا کنه یادش مونده باشه به تعداد روزهای نبودنش برای شما کدئین کنار گذاشته باشه ... آقای خوبی باشید ... خونه رو هم زیاد به هم نریزید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عالی بود اون کدئین اون شب
با همین چشمای خودم دیدم که محمد 7 رنگ عوض کرد تا اثرش پرید :-))
شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 12:32
حالا ببیناااا اگه گذاش من یه بار جدی باشم :)))))
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمی تونی که، پس قپی نیااااا
شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 14:54
نخیرم.اصلا هم منظورم این نبود؛ :)
بر می گشت به خودم نکته اش؛که تا کامنت اولی رو خوندم تازه فهمیدم چی شده :))
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:-))
شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 15:22
خاتون قصه هات رو دیدم ماهی
دیدم و در تلالو نگاه مهربانش آرام شد دلمـ
خاتون قصه های تو ماه است و...
چکه چکه نور از چهره اش میبارد

این حرف رو از ته دل میگم محمدحسین
قطعاً... قطعاً... قطعاً تو دلت براش تنگ شده
من این دلتنگیِ تو رو درک نمیکنم
چون دلِ بیتابِ تو با دل من فرق داره داداش
اما میتونم بهت بگم واقعاً میشه حتی بعد از یه لحظه دورشدنش و جدا شدن ازش دلت براش تنگ بشه و تو حق داری
عشقتون مستدام و دیدار بعدی ایشالله وقتی نی نی توی آغوشتونه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لطف دارین خانوم :-)
شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 19:37
آخ که چقــــــدر پر از حسِ خوبم برای زندگی‌تان، برای عاشقانه‌هایتان ...

خانه‌تان آباد ممدقلی جان
سلام حقیرمون رو به روناک بانو برسانید، وقتی آمدند :)
سلام برادر ;)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببین کی اینجاست!!
تو باس سپیده ی خودمون باشی که یهو غیبت زد!
خوبی رفیق؟ سازی؟


سلام خواهر جان
یکشنبه 27 مرداد 1392 ساعت 02:10
الآن یعنی سه روزه داری دهنک میزنی محمد جان؟ یا بیشتر؟
امیدوارم روناک عزیزم زودتر به حرف دلآرام گوش بده و برگرده. این دوری های گاه بگاه حلقهء عشق و علاقه اتون رو محکمتر میکنه محمد عزیزم. پاسشان بدار
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه روز و چند ساعت البته :-))

به روی چشم...
یکشنبه 27 مرداد 1392 ساعت 14:32
من کجا بودم که تولد رفیقمو تبریک نگفتم؟ بهترین سال زندگی رو برات آرزو می کنم رفیق. بهتر از هرسال و بهتر از همه ی بهترها
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای بابا رفیق جان
شما بدون تبریک هم عزیزی

ممنون بهار جان
سلام جناب همسر را هم برسانید لطفن
یکشنبه 27 مرداد 1392 ساعت 20:29
سلام
از جوگیریات به اینجا رسیدم...
راستش اسم خانومتون باعث شد بیام...
یه اسم کردی رو که می بینی هرجای این دنیای مجازیم که باشی حتی اگه نشناسیش به امید اینکه یه هم زبون رو پیدا کردی خوشحال میشی...
البته شایدم کرد نباشند و فقط اسمشون کردی باشه...چون به نظر نمیاد شما کرد باشید...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و خوشوقتم

بله، روناک ما کرد است
و حدستون در مورد من درست بود :-)
یکشنبه 27 مرداد 1392 ساعت 21:07
چرا نمی نویسید پس؟؟
باید برم قبلیارو بخونم؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نوشتم :-)
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 11:40
بانوی زیبای خانه ات سلامت باشد همیشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و ممنون وانیا جان
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 15:15
سلام
چه خوب
سلام برسونید خدمتشون
خودشون وبلاگ دارن آیا؟
شاید شما ندونید اما کردها راحت دختر به فارس نمیدن
صحت حرفمو از روناک بانو بپرسید؟
خیلی خوش به حالتون شده
ایشالا سالهای سال درکنارهم با سلامتی و شادی زندگی کنید
یه چیزه دیگم بگم انصافا دخترای کرد خوشگلند...البته من به شخصه سهمی نبردم از این مسئله...اما امیدوارم تو این موردم شما شانس آورده باشید و یه دختر کرد خوشگلش نصیبتون شده باشه :-)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و سلامت باشید

خیر، روناک وبلاگ نداره. ینی تا اونجایی که من اطلاع دارم نداره :-)

می دونم و راحت دختر نگرفتم از کردها :-)

ممنون از لطفتون، من اساسن خوش شانسم، هر چند به شانس اعتقادی ندارم :-)
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 15:32
دوست داشتم خودشون وبلاگ داشتن
بهشون بگید
"کس نه له کورد مردوه...کورد زیندوه..."
"بژی کورد"
روناک عزیز ندیده دوستون دارم...دلیلم ندارم براش...

اوه پس دلتون پره...اما به نظرم ارزششو داره...
شوهر عمه ی من که با سختی از مادربزرگ من دختر گرفت همیشه میگه ارزششو داشت...تازه اون بنده خدا کُردم بود اما مال یکی دیگه از شهرها...مادربزرگم میگفت دختر به غریبی نمیدم...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ارزششو داشت... :-)
سه‌شنبه 29 مرداد 1392 ساعت 22:25
من اگر روزی وزیر آموزش و پرورش بشم...
در هر بخش از کتابهای ادبیات،یکی از پستهاتون رو میذارم...
طنز،عاشقانه،اجتماعی....
کلا خوب و عالی...چی بگم؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پست ننوشتی تو کتابام اشکال نداره ولی لطفن بگو حتمن عکسم رو روی صفحه ی اول کتابا چاپ کنن

ینی عاشق اینم که بچه های مدرسه ای برام سبیل بذارن و خط ریش :-))
جمعه 1 شهریور 1392 ساعت 10:29
حتما!!!
آخر سال هم یه مسایقه میذاریم...به بهترین طرحی که برای عکس شما زده بشه جایزه میدیم...خوبه؟!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد