X
تبلیغات
رایتل

صدای پای خاطره...

پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 12:24


خاطره باز که باشی تفاوتی نمی کند روی ایوان خانه ی پدری، هم آغوش با شمعدانی های سبز و گل های سرخشان نشسته باشی یا روی صندلی زهوار در رفته ی یکی از همین تاکسی نارنجی های خط شوش-مولوی...


خاطره باز که باشی، ناغافل خاطره هجوم می آورد و ظرف وجودت را لبریز می کند. حتی به بهانه ی نغمه ای و ترانه ای آشنا که شاید بیست و چند سال قبل، در عمق کودکی هایت، آن روزها که زندگی هنوز حروف عشق را برایت هجی نکرده و شیرینی وصال و زهر فراق را توی سفره ی روزهایت نگذاشته بود، از دل صفحه ای که روی یکی از همان رادیو Tepaz های قدیمی می چرخیده به گوش کودکی ات رسیده و از همان جا ماندگار شده در فهرست شنیدنی هایت...

نمی دانم اشکال کار کجاست! اما غصه ام می شود وقتی فکر می کنم به روزی که دیگر "ترانه" نباشد، که شعر نباشد، که توی شهرمان خواندن دیگر "هنر" نباشد، یا باشد و شنیدنی نباشد، آرامش نداشته باشد، روح نداشته باشد. غصه ام می شود از گوش هایی که پر شده از عربده کشی های جوجه Rapper ها، از هنر که سرطان پست مدرنیسم ِ بی قاعده و چپکی، ناجوانمردانه سبک ترش می کند...

می ترسم از روزی که تاکسی نارنجی های خط شوش-مولوی نباشند، از روزی که احتمال شنیدن نغمه ی "شد خزان" بدیع زاده از ضبط ماشین های شهرمان بعید شود و آدم ها به شنیدن صدای قار قار کلاغ سیاه ها عادت کنند...

+ "شد خزان" را بشنوید با صدای جواد بدیع زاده (کلیک کنید)

++ به فاطمه خانم ِ نیمه جدی و سارا کاتوزیان، که رفاقت هر دویشان تاج سر است...

نظرات (27)
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 12:30
بازم اول
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باز هم اووول

مدال های طلات رو تقدیم کن به دفتر رئیس جان :-))
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 12:33
نشد شد خزان رو دانلود کنم
با این لینکاتون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چرااااااا؟!
تست کردم مشکلی نداره اما اگه می خوای بفرستم به ایمیلت
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 12:36
اولین بار این جعبه قهوه ای رو وقتی دیدم که دایی اسباب کشی کرد به یه شهر دیگه و رفتیم برای کمک بهش. چقدر برام جادویی بود وقتی اون صفحه گرد سیاه شروع به چرخش کرد و آوازی شروع شد.
از هر ضبطی برایم جادویی تر بود حتی بعد که سی دی هم اومد دیگه اونقدر برام جذاب نبود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الان جدیدش اومده که هم شیپوریه گرام رو داره هم سی دی می خوره

دکوریه دیگه، مثل خیلی چیزایه الان، مثل خنده های آدما حتی :-)
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 12:38
:) اون جوجه رپر ها رو خوب اومدی والا به قرعان. گاهی وقتها مامان خانوم برامون ترانه های قدیمی دوران اوایل ازدواجش رو میخونه! اصن عشق توش موج میزنه...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:-)
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 12:41
کودکی ما هم با صدای دلکش و عبدالوهاب شهیدی و صد البته زمزمه های پدرم سپری شد! مثل بچه های الان نبودیم که ستاره های موسیقی شان ساسی مانکن و امیر تتلو هستن و اگه براشون قمرالملوک وزیری بذاری میگن: این مردک چرا اینقدر صداش کلفته؟!!!! :|
امتیاز: 0 0
پاسخ:


آخرش نفهمیدم ما هیچی نوفهمیم یا اینا هیچی نوفهمن؟!!
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 12:44
ضمنا اون هدیه رو تقدیم روناک جان میکنم.فک نکن به فراگها لوح میدیم.
دعا کن نشکنه وگرنه غصه میخورم:((
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اگه بشکنه می سپارم لوطی های دروازه تهرون ورودت به شهر رو قدغن کنن :-))
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 12:48
همه چی داره پلاستیکی میشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دقیقن :-)
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 15:06
با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم و فرهیخته ی ارجمند.

وبلاگ شما به عنوان وبلاگ برگزیده انتخاب و در بخش وبلاگ هفته به نمایش در آمد.

با تشکر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:-)

ممنون از وبلاگستان...
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 16:14
اگه 10 تا آهنگ برتر قدیمی رو بخواییم نام ببریم این شد خزان اولیشه .....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اولیشه، بله...

سلام و خوش آمدید
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 16:28
دو پاراگراف اول عالى بودن :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عالی خودتی رفیق کم پیدا :-)
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 17:35
سلام

بعید میدانم ...

طعم شیرین حافظ و نغمه زیبای بدیع زاده و بقیه

خوب همیشه خوب است

سفید کنر سیاه که باشد جلوه اش بیشتر میشود ولی از رونق نمیفتد

چقدر خوبه که اآدم هم خاطره باز باشه . هم خاطره ساز
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوب همیشه خوب است اما سلیقه ی شنیداری همیشه خوب نمی ماند و تابع خوراکیست که به خوردش می دهند :-)
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 19:02
این سیم و زه ساز است که دل را به بند می کشد... که می رقصاند... که می گریاند... که شیدا میکند... واله... عاشق... دلداده... که می کشاندت تا پیش تَرَک تا مُشت پُرکشمش کودکی هایت... که در عین کفر و بدمستی، خدایگان دور هفت آسمان را به آغوشت می نشاند، هم چراغت می کند... که عطش مرگ زای کویر را به سایه سار سپیداری در سپیده دم ِسحرگاه بدل می کند... که سبک بالت میکند آنچنان که بارِ گرانِ دل، هیچت می شود... و از غار خفیه به سرسرایِ مهتاب پوشِ ایوان می نشاندت، دل به دل ارسی های هفت رنگ یک رنگ... و آنگاه است که می شوراندت... تا بی خشم و خروش... و بی غَر و غرور... و تا به شور، آوازش سر می دهی...

+ممنونم... از تو که بزرگواری و دوست... دوستی که سازِ دوستی اش، نرم خویِ نرم خوست...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حظ کردم از خواندن کامنتتف عین همیشه :-)
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 21:34
نه حجاقا! این نسلی جدید، اصی از موسیقی چیزی سرشون نمیشِد، جَخ ادعاشون هم میشِد! :)))
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جخخخخخ ادعاشون هم می شِد...
پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ساعت 23:05
من ندیدم از نزدیک تا حالا از اینا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پدر بزرگم یک داشت، هنوز هم به گمانم دارد. اگر مشتاق هستید برای دیدنش، راه رفتن در پیاده روهای منوچهری و چشم دوختن به ویترین آنتیک فروشی هایش را پیشنهاد می کنم...
جمعه 29 شهریور 1392 ساعت 00:03
نوستالژی های زمانه ی ما بعید میدان روزی فراموش شوند!این ها را ما توی ذهنمان حک کردیم!لااقل تا زمانی که هستیم عادتمان اند!یا چیزی ورای عادت!عشق داریم به نوستالژیهایمان!نه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله...
عشق با چاشنی ِ حسرت
جمعه 29 شهریور 1392 ساعت 00:41
شکلک یاهوئه هسسست که سوت میزنهههه! ازونا ندارید؟

خب من در کمال شرمندگی باید بگم ازینام ندیدم!
آقا نوستالژی هاتون داره به دهه 40 ، 50 میرسه دیگه!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب اعتراف می کنم در دهه ی شصت و روزهای کودکی من صفحه و گرام و رادیو Tepaz در تمام خانه ها مرسوم نبود، عصرش گذشته بود اما پدر بزرگ من زیاد اعتقادی به گذر ایام ندارند و هم رادیو Tepaz و گرام داشتند و هم صفحه...
جمعه 29 شهریور 1392 ساعت 02:01
ااااااااااااااا یادش بخیر

یک قهوه ای رنگ اش از دوره جوانی پدر به خانه آمده بود
اسباب بازی مان بود... چقدر دل به دلمان می داد
چقدر صفحه شکاندیم و هییییییچ نگفت
اصلن جنس های قدیم فرق می کرد
حتی آدمهاش هم با دوام تر و مهربون تر بودن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اصلن آدم هم آدم های قدیــــم...
جمعه 29 شهریور 1392 ساعت 04:49
ترس دارد...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و خوش آمدید :-)
جمعه 29 شهریور 1392 ساعت 11:41
یادم میاد از بچگی هام ترانه هایی که گوش میدادم و زمزمه می کردم تا کی به تمنای وصال تو یگانه بودو چیزایی تو مایه های یارا یارا گاهی...یا شعرای سعدی که بابا می خوند برامون یا ترانه های کودکانه یه سری هم این ترانه هایی آموزشی که تلویزیون می ذاشت:
ای زری عزیزم من خیلی تند و تیزم
بمون همینجا تا من برات چایی بریزم
انگار تو هستی مهمون منم میشم مامان جون
چی شد ای باغ امید کارت به اینجا کشید
دیدم که گاز خاموشه کتری چایی روشه
تا کبریتو کشیدم دیگه هیچی ندیدم
الان سه چهار پنج روزه تنم داره میسوزه ...
...
بچه های الانم جاستین بیبر و سلنا گومز گوش مییدنو ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:


خیلی باحالی آبجی خانوووم
جمعه 29 شهریور 1392 ساعت 11:43
"ترانه هایی"=ترانه های
"مییدنو"= میدن و
امتیاز: 0 0
جمعه 29 شهریور 1392 ساعت 23:24
گفته اند موسیقی غذای روح است با این حساب ،این روزها روحمان را هم به هله هوله خوری انداخته اند .

*****
آقای جعفری نژاد عزیز ممنونم بابت تقدیم این پست زیبا . دیشب تا دیر وقت مهمان داشتیم و بعد از رفتنشان -حوالی 3 صبح بود به گمانم - پستتان را خواندم و اگر بگویم از این همه لطف شما واز سر شوق گریه کردم خیلی حرف لوسی زده ام آیا ؟
دیگر مطمئن شده ام که ساز قلب من فقط با مهربانی و لطف دوستان نازنینی چون شما کوک می شود .
ممنونم و مفتخرم به این رفاقت.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه خوب بود جمله ی اول کامنتت...

نا قابله رفیق جان، شان شما اجل بر این قال و مقال است نزد ما، بی تعارف
جمعه 29 شهریور 1392 ساعت 23:33
شد خزان رو نمیشه دانلود کرد :(
چنروزیست میخونمتون
نوشتنتون خاصِ ، دوست داریم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوشحالم و ممنون...

فکر کنم بتونید توی اینترنت پیداش کنین اگه نشد آدرس ایمیل بدین در اسرع وقت براتون ارسالش می کنم :-)
شنبه 30 شهریور 1392 ساعت 02:48
وای واقعا منم می ترسم ازینکه این اتفاقا بیوفته:( چقدر ترانه ها!!!وحشتناکن این روزا:((

یه حسی بهم می گه برم موسیقی رو نجات بدم:)) (والا!)

:گل ل ل
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حضور پر برکت تون رو از پیکره ی فرتوت موسیقی این دیار دریغ نفرمایید سرکار خانوووم :-))
شنبه 30 شهریور 1392 ساعت 09:51
خاطره بعدی ؟!!!! نوستالژی بعدی ؟!!!!
میخوای چیزایی که ممکن تو یادت نیاد رو یادآوری کنیم تو بنویسی راجع بهشون ؟!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بگو آفو جان

چی از این بهترررر؟ :-)
شنبه 30 شهریور 1392 ساعت 10:00
منوچهری؟ من که بلد نیستم اصلا همشهری ِ شما نیستم :(
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اومدی شهر ما، یه سر بزن. پاساژ پروانه هم سر بزن حتمن :-)
شنبه 30 شهریور 1392 ساعت 20:38
همیشه میخونمت همیشه :)
لینک دانلودت هم خرابه :|
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون که می خونی خانم ِ گل

می فرستم به ایمیلت، اگه نترکوندیش هنوز...
شنبه 6 مهر 1392 ساعت 22:27
واااااااااااای شد خزان رو خیلی دوست دارم...جوجه رپر رو خوب گفتی اما همین رپرها هستن که مثل غده سرطانی داره تو موسیقی های مورد علاقه جوونها ریشه می دوانند...نگرانم برای نوستالژیهامون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من هم، نگرانم :-)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد