X
تبلیغات
رایتل

پائیز...

چهارشنبه 2 مهر 1393 ساعت 11:12

می گم: نمی دونم از سر صبحی چه مرگم شده، تو دلم یه جوریه، نه خوبه، نه بد. انگاری یه طرفش سیاوش کُشونه، چهار بند انگشت اون طرف ترش ساز و نقاره می زنن چهار تا خُل و چِل واس خودشون. گشنمه ها، اما گشنه ام نیس. بند کردم به این باقالیای ماسیده، بدون گلپر، همینجوری یخ یخ... باقالی بزن راستی.


می گه: سیاوش کُشون چیه؟


می گم: درساتو خوب نخوندی دیگه؟ کتاب و مجله ام که هیچ. کلن صفر-صفر مساو، به نفع اموات و اهل قبور. زنده ای اما انگار که نیستی.


می گه: بُل نگیر بابا. تو که خوندی بگو، تو که سواد داری، تو که خووووبی بگو!


می گم: اصش بیخیال... باقالی بزن. نیگا نکن این طفلکیا این ریختی، بی مشتری، ماسیدن کف پاتیل. فصلش که بشه، اون شبایی که سگ سینه پهلو می کنه تو بی پدر و مادر ِ سرمای خیابونای طهرون، متاعی می شن واسه خودشون! دیدنی، چشیدنی، دلبردنی. خیابونا که از بوق بوق ماشین و نگاه سنگین جماعت ِ همیشه طلبکار خالی بشه، عاشقا، اونا که خواستن لب پر می زنه کنج دلشون قرق می کنن شهر رو، باقالی می زنن با گلپر، چشاشون رو با نگاه ِ دلبر سیر می کنن، دلاشون رو با طعم لبو و باقالی. واسه ما میشه روزی، واسه اونا خاطره...


می گه: من که دوس ندارم!


می گم: خاطره دوس نداری؟ آدم ِ بی خاطره هم مگه میشه؟ فکر ِ بعدنات رو کردی؟!!


ابروهاش رو بالا می ندازه، زشت می خنده، می گه: باقالی رو گفتم باقااالی ...


می گم: ته ِ دلم رخت می شورن انگاری، نگرانم، طوریم نشده باشه یه وقت؟! حال خودمو نمی فهمم، مثل این درخته. نیگا ابلق شدن برگاش، انگار نه انگار حالا مونده تا پائیز!


می گه: چی چی مونده خره! اومده که. دو روزه...


می گم: کو؟ کجاس؟


می گه: اونجا رو شاخه ها، کف پیاده رو، همینجا توی دلت...


نظرات (20)
چهارشنبه 2 مهر 1393 ساعت 14:56
درود به شما آقای جعفری نژاد
وبلاگستان روشن شد برادر
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 مهر 1393 ساعت 15:17
خوش اومدی اخوی
شیش ماه شدا ، یحتمل باز میری با برف زمستون میای !
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 مهر 1393 ساعت 15:27
سلااااااااااام به جناب جعفری نژاد خوش قلم و خوشدل خودمان....

مرسی از این پست زیبا....دست مریزاد گرامی...
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 مهر 1393 ساعت 17:52
سلاااااام
به به..چشم ما روشن با به روز شدن اینجا
بهترین اتفاقی که با شروع شدن پاییز میتونست بیفته

پست بسیار دل نشینیه...قلمت مانا برادر جان
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 مهر 1393 ساعت 20:58
سلام، خوش اومدین، بلکه پاییز بشه...
چشممون خشک شد از بس هی سر زدیم و کسی نبود.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 3 مهر 1393 ساعت 00:19
توی دلت؟ دل تو که خود شکوفه ریز بهاره... دلی که دل دل میکنه واسه باقالی های ماسیده که به وقتش خاطره بشن کنج دل عاشقا، حالا مونده تا پاییزش بیاد...
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 3 مهر 1393 ساعت 11:09
لایک به دل آرام، همیشه بنویسید
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 3 مهر 1393 ساعت 11:55
من زبونم بند اومده.
ای..ای..
..
اومدم غر بزنم..گفتم این دفعه انقدر می نویسم..می نویسم..که پست بذاره.

چه خوب که نوشتین.
چقدر دلم تنگ شده بود واسه نوشته هاتون.
اصلا شما یه جور دیگه می نویسی. یه شکل دیگه ای..
انگار که واسه دل ما می نویسین. انگار که من با دلم می خونم.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 3 مهر 1393 ساعت 12:13
پاییز همین جوریه. مدلش فرق داره.
خاصه.
همین طوری که انگار یه طرف دل سووشونه و طرف دیگه ساز و دهل می زنن.

پاییزتون مبارک.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 3 مهر 1393 ساعت 13:22
پاییــز اومــده، پاییــز
اصلا اصن پاییز به همین حس و حال هاشه!!!
پاییز سه روزتون مبارک
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 3 مهر 1393 ساعت 15:18
پاییز مبارک:)
خوش اومدید جناب:)
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 3 مهر 1393 ساعت 20:18
سلااااام
مراتب خوشحالی خود را شدیدا ابراز میدازیم برادر جعفری نژاد

پاییزتون مبارک
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 3 مهر 1393 ساعت 23:43
من دیروز سووشونوو تموم کردم
آخ جون بالاخره من یه چیزی رو می دونم!!
...
بی ربط بود؟؟
باش!
...
امروز بارون بارید
من چتر نداشتم
غروب بود
...
امتیاز: 0 0
جمعه 4 مهر 1393 ساعت 17:09
سلام

پاییز وبلاگستان رو بهاری کردید با نوشتنون.
دلتون بهاری باشه.
امتیاز: 0 0
شنبه 5 مهر 1393 ساعت 13:32
ببین کی اومده؟
امتیاز: 0 0
یکشنبه 6 مهر 1393 ساعت 10:47
عزیزم این نوشته چه حس دوست داشتنی داشت.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 7 مهر 1393 ساعت 11:34
باورت نمیشه تو چه خلسه ای رفتم بعد خوندن نوشته ی پاییزی بی نظیرت جعفری نژاد جان
امتیاز: 0 0
دوشنبه 7 مهر 1393 ساعت 17:48
از هفت فروردین تا دو مهر
با یه حساب سرانگشتی میشه تقریبا شیش ماه
شیییییییییییش ماهـــــــــ
هووووووووووووو
خودش یه عمره
اما خب بعد از این شیش ماه خوب نشستی توی دل بلاگستان
خیلی هم خوب
خیلی هم عالی
سلام جعفری نژاد عزیز
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 9 مهر 1393 ساعت 11:15
سلام من امروز با وبلاگتون آشنا شدم وانقدر مطالب زیبا ودلنشین بود که همشون را یکجا خوندم سیو کردم و دوباره خوندم

منم قبلا ها بیشتر میتونستم بنویسم اما انگار دیگه عین قبل نمینویسم خوشحال میشم افتخار بدید وبه وبم سر بزنید
منتظرتونم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 9 مهر 1393 ساعت 15:49
دلم یک هفته ابری می خواد ... اونقدر که افسرده بشیم و به خدا التماس کنیم خورشیدش رو نشون بده
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد